پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۳۹

شعله ور شدن آتش زیر خاکستر در آمریکا

شکست و افول تمدن متجدد غرب و نظم لیبرال، واقعیتی است قابل درک که در نظام بین الملل در حال وقوع است. کافی است نگاهی به وقایع سیاسی و اجتماعی بیست سال اخیر غرب داشته باشیم، متوجه خواهیم شد رشد روز افزون ناسیونالیسم و احزاب راست افراطی بعد از بحران اقتصاد ۲۰۰۸ در اروپا و پس از آن در آمریکا رو به فزونی نهاده اند و همچنان می تازند. اعضا و رهبران برخی از این احزاب راست و ناسیونالیست حتی موفق شدند علاوه بر افزایش کرسی های خود در مجامع و مراکز قانون گذاری، در صدر حاکمیت تعدادی از کشورهای اروپای نیز قرار گیرند و در تکمیل آن پروسه، شاهد رشد راست ها در انگلیس که منجر به جدایی این کشور از اتحادیه اروپا و پس از آن قرار گرفتن دونالد ترامپ در مسند ریاست جمهوری آمریکا هستیم که علنا شعارهای ناسیونالیستی و نژادپرستانه سر می دهد و مسرور از تکبر و خود شیفتگی است.
۰
شعله ور شدن آتش زیر خاکستر در آمریکا
مردم‌نيوز: پیروزی ترامپ با شعار ناسیونالیستی «اول آمریکا»، نفس تازه ای به روح ناسیونالیسم و نژاد پرستان دمیده است و نظام لیبرال دموکراسی که یک ارزش غربی به حساب می آید و سعی در جهانی کردن آن داشتند بیش از گذشته در معرض خطر قرار گرفت، چرا که این ارزش ها، حالا توسط خود رهبران جدید آنان به ویژه رهبر بزرگترین کشور به اصطلاح لیبرال دموکرات (آمریکا)، زیر سؤال رفته است. وضعیت به قدری نگران کننده بود و هست که رهبران فرانسه و آلمان، بارها و به تندی از آن انتقاد می کنند و در مجالس و محافل مختلف با یادآوری فجایعی که همین افکار ناسیونالیستی در جنگ های اول و دوم از خود به جا گذاشت هشدار می دهند که ناسیونالیسم مجددا در حال بازگشت است و اعتراف دارند که بازگشت ناسیونالیست و اقبال افکار عمومی به آن، به خاطر بد عمل کردن رهبران لیبرال، چه در گذشته و حال است و باید روش ها را اصلاح کرد.
امروزه شاهدیم که آمریکا به عنوان رهبر این نظم به اصطلاح جهانی، خود دچار ضعف شده و مؤلفه های قدرت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیک آن رو به سقوط است.
ایالات متحده بر اساس شواهد و واقعیت های موجود و اعتراف شخصیت های سیاسی و اندیشکده های تحقیقاتی آن گرفتار مشلکات پیچیده ای گردیده و نشانه های تبعیض و شکاف های اجتماعی و اخلاقی در آن مشهود و در حال آشکارتر شدن است. امروزه می بینیم که مسئولین آمریکایی حتی در رأس این کشور، وقتی در برابر مشکلاتی نظیر؛ کرونا یا حتی آتش سوزی ها، سیل و … قرار می گیرند، ناتوان از حل آن، به جای مدیریت بحران، شروع به متهم کردن یکدیگر کرده و به جای حل مشکلات مردم، افکار عمومی را به سمت اختلافات و اتهام زنی ها به دیگران سوق می دهند.
در مجالس قانون گذاری نیز شاهدیم، دیگر مثل گذشته نمایندگان و سناتورها بر اساس منافع مردم و وجدان (به عبارت دیگر درستی و یا نادرستی طرح ها و لوایح) رأی نمی دهند بلکه صرفا منافع حزبی را در نظر می گیرند و جالب است وقتی فردی خلاف منافع حزبی رأی می دهد از سوی رهبران آن حزب، تهدید به اخراج می شود.
در سطح ایالت های آمریکا نیز شاهد بودیم که رئیس جمهور آمریکا در بحران شیوع کرونا، به فرمانداران ایالت های دموکرات (که هم حزبی او نبودند) کمک های کمتری کرده و یا آنان را متهم به کم کاری می کند و طرفداران خود را علیه فرمانداران این ایالت ها تحریک می کند و آنان را دعوت به حضور مسلحانه در خیابان ها برای پایان دادن قرنطینه می نماید.
از سوی دیگر، اختلاف تصمیم سازان و تصمیم گیران آمریکا به حدی رسیده که بر اساس نظرسنجی های صورت گرفته، فقط ۸ درصد مردم ایالت های آمریکا به تصمیمات واشنگتن (یعنی تصمیماتی که رئیس جمهور و مجالس سنا – نمایندگان اتخاذ می کنند) اعتماد دارند یعنی تصمیمات گرفته شده را در راستای منافع ملی ایالات متحده می دانند و بیش از ۹۰ درصد چنین اعتقادی ندارد و آن را حاصل منافع حزب و یا زد و بندهای سیاسی و منافع شخصی برخی افراد، شرکت های خصوصی و سازمان ها و … می دانند.
این ها همه نشانه های افول و شکاف سیاسی و اجتماعی در آمریکاست. افول امپراتوری ها ناگهانی و آنی نیست و قدرت های بزرگ در تاریخ همیسه به آهستگی سیر تزلزل و ضعف خود را طی کرده اند. کشور و یا امپراطوری آمریکا نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود.
در اینجا لازم است به کتاب «برچیدن امپراطوری؛ آخرین امید آمریکا» که توسط چارلز جانسون نوشته شده اشاره داشته باشیم که به رهبران آمریکا، توصیه می کند با نگاهی به تاریخ امپراطوری های گذشته، از آنان عبرت گیرند. نویسنده می افزاید رهبران آمریکا لازم است از روی دو الگوی سقوط امپراطوری رم و بریتانیای کبیر، یکی را انتخاب کنند. سپس اضافه می کند آنان در حال حاضر روشی که در پیش دارند روش سقوط امپراطوری رم است، یعنی بدون توجه به وضعیت رو به وخامت داخلی، همچنان سعی در توسعه طلبی در دیگر نقاط دنیا دارند و ادامه این روند فروپاشی از درون (فروپاشی موریانه ای) خواهد بود و مثل امپراطوری رم دیگر چیزی از آمریکا باقی نخواهد ماند و تبدیل به قدرت دست چندم خواهد شد، یا اینکه هوشمندانه روش پایان امپراطری بریتانیا را در پیش گیرند چرا که بریتانیا وقتی متوجه مشکلات درونی و عدم توان برای حفظ ابرقدرتی و ادامه توسعه طلبی خود شد اقدام به پایان و وانهادن مستعمرات و جمع کردن خود در چارچوب سرزمین مادری کرد و توانست همچنان خود را به عنوان قدرت مطرح جهانی حفظ نماید، بدون اینکه دچار فروپاشی شود.
تحولات ایالت مینه سوتا و خشونتی که پلیس آمریکا علیه یک فرد سیاه پوست انجام داد، که کم سابقه هم نیست و به دنبال آن واکنش ها و اعتراضاتی که به تدریج در حال گسترش به دیگر ایالت های آمریکا و همچنین متنوع شدن خواسته های معترضین را در پیش خواهد داشت را نباید در غالب یک یا چند پلیس و یا حتی مقام دولتی تعبیر و بررسی کرد بلکه این روندی است که حاکی از عمیقتر شدن شکاف سیاسی و اجتماعی در این کشور و بهتر بگوییم در کنار سایر پارامترها (مشکلات اقتصادی، افزایش بدهی، رشد دیگر رقبای جهانی و …) به معنی پیش رفتن پروسه افول ابرقدرتی آمریکا قابل بحث و بررسی خواهد بود.
شرح واقعه و نقطه شروع اعتراضات در آمریکا
اعتراضات در آمریکا از آنجا شروع شد که فردی سیاه پوست، ۴۶ ساله به نام جورج فلوید در شهر مینیاپولیس واقع در ایالت مینه سوتا در روز دوشنبه ۵ خرداد (۲۵ می ۲۰۲۰) وارد فروشگاهی شد و پس از خرید سیگار، اسکناس ۲۰ دلاری به فروشنده می دهد. فروشنده پس از آنکه مابقی پول او را پرداخت می کند، ادعا می کند که مبلغ ۲۰ دلاری او تقلبی است اما فرد سیاه پوست بدون توجه به اعتراض فروشنده، به بیرون مغازه می رود و سوار ماشین خود شده و بنا به دلایلی در ماشین می ماند و حرکت نمی کند. فروشنده به پلیس زنگ می زند و ۸ دقیقه بعد چهار مأمور پلیس در صحنه حاضر شده و با فرد سیاه پوست آن برخورد را می کنند، که پخش ویدئو برخورد وحشیانه پلیس، باعث جریحه دار شدن زخم مردم سیاه پوست و تجدید قوای مخالفان تبعیض نژادی گردید و آنان را به خیابان ها کشاند.
ناگفته نماند رسانه های آمریکایی برای اینکه چهره منفی از فرد سیاه پوست به نمایش بگذارند ایشان را پورن استار معرفی کردند. البته تحقیقی که انجام شد، نشریه ای در زیمباوه چنین ادعایی را مطرح کرد و در سایر رسانه ها انعکاس یافت ولی در رسانه های آمریکایی چیزی بر این مبنا مشاهده نکردیم. ایشان در واقع نگهبان بودند و گفته می شود او در این اواخر یک انسان خانواده دوست نیز بوده است.
البته ناگفته نماند، تبعیض نژادی در آمریکا ساختارمند است. بدین معنا که اینگونه برخوردها را نباید محدود به برخورد چند مأمور پلیس تصور نمود. ساختار حاکمیتی و به ویژه ساختار پلیس در شهرهای آمریکا، بدینگونه است که چیزی به نام فرمانده نیروی انتظامی یا پلیس در آمریکا وجود ندارد و پلیس زیر نظر شهرداری هر شهر بوده و حقوقشان را از شهردار دریافت می کنند و ادارات پلیس توسط شهرداری ها مدیریت و هدایت می شوند. از آنجایی که شهرداری نیز هزینه های خود را از مردم آن منطقه تأمین می کند و طبیعتا چون اقشار پر درآمد و پولدار، پول بیشتری به شهرداری می پردازند لذا شهردار سرویس بیشتر و ویژه تری به آن ها می دهد. به گفته یکی از منابع میدانی، اگر ماشین شما مدل پایین باشد و بخواهید از منطقه ای که آدم های مرفه در آن ساکن هستند، عبور کنید پلیس به بهانه های مختلف شما را متوقف و بعضا جریمه می کند تا دیگر به آن منطقه نروید و البته اگر منطقه مرفه نشین مربوط به اقشار سفید پوست باشد عبور سیاه پوستان از آن محل یا شهر به مراتب کار دشوار و خطرناکی است و احتمال اینکه پلیس با شدت با شما برخورد کند زیاد است.
تبعیض نژادی نسبت به سیاه پوستان در آمریکا آنقدر زیاد است که تقریبا هر خانواده سیاه پوست و یا قوم خویش های آن ها، تجربه ای تلخ از برخورد خشن پلیس و یا سابقه زندانی شدن را دارند. البته ناگفته نماند مردم آمریکا همگی مهاجرانی هستند که از ۴۰۰ – ۵۰۰ سال پیش به آمریکا آمدند و سیاه پوستان ادعا دارند جزء گروه اول مهاجران در آمریکا هستند. بر اساس اسناد تاریخی اولین کشتی مهاجران آفریقایی که به عنوان برده به خاک آمریکا آورده شدند مربوط به سال ۱۶۱۹ میلادی بوده است، یعنی اجداد سیاهان آمریکایی، خیلی زودتر از اجداد برخی از سفید پوستان آمریکایی، وارد خاک آمریکا شدند و آمریکایی ترند.
شدت تظاهرات و برخورد با پلیس
هرچند در آمریکا نمونه های برخورد خشن پلیس با سیاه پوستان در مقاطع مختلف رخ می دهد و خیلی از آن ها رسانه ای نمی شوند و برخی هم که رسانه ای شدند نشان می دهد که این اعتراضات در مقطعی کوتاه اتفاق افتاده و سریع جمع شده است. اما برخلاف آن، پس از کشته شدن جورج فلوید و اعتراضات پس از آن، در تاریخ آمریکا کم سابقه بوده و می توان گفته بعد از قتل مارتین لوتر کینگ در سال ۱۹۶۸ در آمریکا شاهد چنین تظاهراتی با این سطح، گسترده و خشونت نبوده است. البته از نظر گسترش شاید در سطح اعتراضات به قتل مارتین لوتر کینگ باشد، اما از نظر خشونتی که طرفین به کار می برند قابل قیاس با آن نیست.
نحوه انعکاس اخبار در رسانه ها
تصاویری که از شبکه های خارجی و شبکه های خودمان از آمریکا ملاحظه می کنیم شاید بیشتر از ۵ درصد اتفاقات در آمریکا نباشد چرا که رسانه ها و بیشتر شبکه های تلویزیونی، تصاویر و اخبار اعتراضات را از شبکه های آمریکایی دریافت می کنند و طبیعی است که گزارش و تصاویر به صورت مدیریت شده انتشار می یابد و خیلی از حقایق کتمان می مانند. به عنوان مثال برخی از منابع میدانی اعلام کردند که معترضنی در اوکلند پنجره تمامی اماکن را شکستند و تنها پنجره رستوران های حلال سالم و دست نخورده باقی ماند. از سوی دیگر، پلیس برای حضور خبرنگاران نیز محدودیت قایل شده است و حضور آنان را در جاهای که صلاح نداند اجازه ورود نمی دهد و حتی مواردی داشته ایم که خبرنگاران از سوی پلیس هدف قرار گرفته اند و این در حالی است که آمریکا دائما شعار آزادی مطبوعات و خبر رسانی را به صورت شفاف بیان می کنند.
در حالی که گزارش های میدانی و شدت خشونت ها، نشان دهنده آمار بالای تعداد کشته ها و مجروحان است، اما تعداد کشته ها را بسیار کم و در حد ۴ الی ۵ نفر اعلام کرده اند، در صورتی که ما شاهد زیر گرفتن معترضین توسط خودروهای طرفداران نژادپرستی و حتی حرکت سرعت بالای کامیون میان جمعیت معترضین هستیم. به هر حال تجربه نشان داده است با ادامه اعتراضات دایره محدودیت ها توسط پلیس و مقامات محلی – دولتی نیز افزایش خواهد یافت و طبیعتا گزارش رسانه ها، جهت گیری بیشتری خواهد گرفت.
تحلیل رفتار ترامپ
با توجه به اینکه تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کمتر از ۷ ماه باقی مانده است، لذا تمامی رفتار و گفتار مقامات آمریکایی را باید در قالب بهره برداری تبلیغاتی به منظور پیروزی در انتخابات تحلیل نمود. به عنوان مثال وقتی ترامپ با وجود تجمع مردم در اطراف کاخ سفید با تدابیر شدید امنیتی از آن خارج می شود و مقامات حفاظتی برای امنیت مسیر ترامپ تا کلیسا، از گاز اشک آور برای متفرق کردن مردم استفاده می کنند تا ترامپ وارد کلیسا شده و با گرفتن کتاب انجیل چند عکس یادگاری و تبلیغاتی بگیرد تا بتواند نظر اقشار سفید پوست مذهبی آمریکا را به خود جلب نماید. این موضوع و عکس یادگاری آنقدر اهمیت دارد که شلیک گاز اشک آور برای پراکنده کردن مردم و یا مخالفت کشیش کلیسا از چنین برخوردهایی با مردم، بی اهمیت است.
لذا به نظر می رسد حرف های تند ترامپ علیه معترضین و دستور ایشان برای برخورد خشن با معترضین و تهدید آوردن ارتش به خیابان ها، حکایت از این دارد که ترامپ به دنبال دو قطبی کردن جامعه آمریکاست تا با حساس کردن جمعیت سفید پوست نسبت به وقایع کشور، آنان را به نفع خود پای صندوق های رأی بیاورد و با گرفتن کتاب انجیل نیز هدفش جلب توجه بخش مذهبی جامعه آمریکا به خود است.
در مقابل نیز شاهدیم آقای بایدن رقیب دموکرات او نیز با مراجعه به کلیسای سیاهان و دیگر اقلیت های مذهبی و نژادی، سعی در جلب توجه آنان دارد و با زانو زدن در مقابل آنان و گذاشتن این عکس در رسانه ها، که نماد ضد تبعیض نژاد است، به دنبال جلب توجه معترض و آرای آنان است.
گروه های حاضر در اعتراضات
با وجود اینکه در جوامعی مثل آمریکا رهبری و جریانی برای هدایت حرکت های حاکمیتی به صورت مشخص وجود ندارد اما به نظر می رسد بیشتر جریان ها و گروه هایی که طی چند سال گذشته اعترضات خیابانی داشتند در این اجتماعات و اعتراضات حضور دارند و تداوم اعتراضات می تواند گروه ها و اقشار مدنی – اجتماعی دیگری را نیز که از عدالت در آمریکا رنج می برند به جمعیت معترضین اضافه نماید. اما در حال حاضر و حداقل می توان گفت چهار گروه زیر در اعتراضات آمریکا نقش آفرین هستند:
۱- سیاهان آمریکا که دارای تشکیلات و سازمان های منتوعی در آمریکا هستند.
۲- گروه های چپ ضد فاشیست که گروه آن ها به آنتیفا معروف هستند و در سخنان ترامپ به آن اشاره و ترامپ خواستار تروریست خواندن آنان شد و مقامات قضایی آمریکا نیز در اعتراضات اخیر اسم این گروه را در لیست گروه های تروریستی هم ردیف حزب الله، حماس و … قرار دادند.
۳- معترضین وال استریت که در اعتراض به فاصله اجتماعی – طبقاتی از جمله اقتصادی تحت عنوان نود و نه درصدی ها به خیابان آمدند و در برف و سرما در خیابان وال استریت چادر زدند و نسبت به اینکه چرا باید ۹۹ درصد ثروت کشور در اختیار این جامعه باشد نسبت به نظام سرمایه داری اعتراض کردند.
۴- مهاجرین و سایر اقلیت های قومی که این افراد نیز علاوه بر اعتراض به قوانین تبعیض علیه مهاجرین که بعضا از سری قوانینی آمریکا، جز شهروند آمریکا به حساب می آیند اما در عمل برخوردهای تبعیض آمیز را در شرایط شغلی و اجتماعی شاهدند به ویژه با به قدرت رسیدن ترامپ، شرایط تبعیضی نسبت به آنان افزایش نیز یافته است.
 
کد مطلب: 146422
مرجع : طنین
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

چند رسانه ای