سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۱۸

طایفه‌گرایی چالش همیشگی

انتقال قدرت در قرقیزستان تابع متغیرهای زیاد داخلی و بین المللی است اما آنچه برآیند این عوامل را مشخص می کند منافع قبایل و گروه‌­های شمالی و جنوبی فعال در سپهر سیاسی این کشور است.
۰
طایفه‌گرایی چالش همیشگی
مردم‌نيوز: «ابوالفضل آقاحسنی» کارشناس مسائل آسیای مرکزی در یادداشتی که در اختیار خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری فارس قرار داده است به تحولات اخیر در قرقیزستان و انتقال  قدرت در این منطقه پرداخته است.
در این یادداشت آمده است: بعد از به قدرت رسیدن بلشویک­ ها در اکتبر 1917م. در مدت زمان 20 سال توانستند تمامی سرزمین ­های آسیای مرکزی را تحت سیطره خود در­آورند. این منطقه به دلیل دارا بودن شرایط خاص تاریخی و ساختار طایفه ای توانست هویت غیررسمی خود را ذیل حکومت حزب کمونیست حفظ و از تمام ظرفیت­های موجود در ساختار کمونیستی برای بقای آن استفاده کند.

در هر طایفه سه عنصر اصلی یعنی خویشاوندی، شبکه های ارتباطی و اعتماد نقش مهمی را ایفا می کند که در نهایت باعث شکل گیری یک هویت مشترک خواهد شد. با در نظر گرفتن این موضوع اتحاد جماهیر شوروی بر خلاف فرضیه­‌های موجود، در تغییر و تسلط بر جوامع آسیای مرکزی دستاوردی نداشت و در از بین بردن هویت طایفه ای که ریشه در تاریخ و فرهنگ این منطقه از زمان کوچ نشینی تا یکجانشینی این اقوام داشت، توفیقی به دست نیاورد.
هویتی که چند لایه و چند وجهی است. در اواخر دوران کمونیست ها و نیز در دوران پساشوروی، طایفه ها فرایندهای سیاسی را تحت تاثیر توازن میان قبیله ای در آوردند و به مانع جدی در تغییرات سیاسی و اقتصادی در این جوامع تبدیل شدند. امروزه نیز برای درک سیاست و حکومت در آسیای مرکزی همواره بر نقش مهم این گروه های غیر رسمی و تغییرات آنها در طول زمان تاکید می شود و شناخت درست از این منطقه بدون درک درست از روندهای درون و میان قبیله ای امکان پذیر نیست.
این منطقه قبل از تشکیل اتحاد جماهیر شوروی هیچ گاه تجربه ای از دولت و ملت مستقل نداشت لذا به باور بسیاری از تحلیل گران، انتخابات در آسیای مرکزی نمونه ای از سیاست طایفه ای است. در این نوع سیاست، ساختاری غیر رسمی ایجاد می شود که ترکیبی از دو عامل قدرت و قانون است و در این ساختار طایفه ها به بازیگران اصلی زندگی اجتماعی و سیاسی بدل شده و باعث تغییرات اساسی در ساختار سیاسی می شوند.
طایفه ها خود را با نظام سیاسی اتحاد جماهیر شوروی تطبیق دادند و در گذر زمان به وسیله این نظام هم سرکوب و هم توسعه یافتند و در دوران پسا شوروی نقش مهمی را در حیات سیاسی این جوامع ایفا کردند.
قرقیزستان
در سال 1990م. یک نظام متفاوت در قرقیزستان به قدرت رسید. این ساختار حاصل پیمان میان طوایف شمال و جنوب به رهبری عسکرآقایف بود. اگرچه وی از سوی شورای عالی در دوران کمونیسم منصوب شده بود اما به جای حزب کمونیست بر ساختار نو تاسیس ریاست جمهوری تکیه کرد.

پس از استقلال، در سال 1991م. جمهوری قرقیزستان به رهبری آقایف به یک دولت ملی تبدیل شد. پیمان سیاسی که آقایف را به قدرت رساند، علاقه چندانی به ایدئولوژی اتحاد جماهیر شوروی نداشت و بیشتر به دنبال حفظ ثبات و تقسیم منابع میان طوایف شمال و جنوب بود.
وی تا سال 1993م. توانست در عرصه بین المللی تصویری قدرتمند از جمهوری خود به جهان عرضه کند و آن را به عنوان جزیره مردم سالاری در دریای اقتدارگرایی آسیای مرکزی و خود را به عنوان پدر و بنیان گذار مردم سالاری قرقیز معرفی کند.
اما با بر هم خوردن موازنه میان قبایل در سال­های 2002 تا 2005م. و ناتوانی وی در مدیریت این عدم توازن نوعی دیگری از چرخش سیاسی در قرقیزستان به نام انقلاب رنگی شکل گرفت و باعث سرنگونی دولت آقایف شد و وی ناچار به مهاجرت به روسیه و تدریس در دانشگاه ملی این کشور شد.
بعد از تحولات سال 2005م. دولت باقیف نیز در راستای مناسبات شمال و جنوب و انتصاب وی به مناطق جنوبی با انقلاب رنگی دیگری در سال 2010م. به بلاروس پناهنده شد و به عنوان یک صنعتگر در این کشور مشغول به کار گردید.
 در سال 2020م. با همه گیری ویروس کرونا و نارضایتی مردم از مدیریت و هیأت حاکمه این کشور از حزب سوسیال دموکرات، بهم خوردن صحنه سیاسی قرقیزستان هم­زمان با انتخابات پارلمانی در این کشور رقم خورد.
بر اساس آخرین اعلام دولت قرقیزستان 16 حزب پارلمانی و غیر پارلمانی(حزب آتامکن، بیربول، بیریمدیک، زمانداش، قرقیزستان، مکینیم قرقیزستان، مکینیم انتیماغی، مکنچیل، اوردو، حزب جانبازان جنگ در افغانستان و شرکت کنندگان درگیری های نظامی مناطق، ریسپوبلیکا، رفورما، سوسیال دموکرات‌ها، چون کازات، ایمان نورو، بوتون قرقیزستان) موفق به ثبت نام در وزارت کشور و حضور در انتخابات برای رقابت بر سر 120 کرسی پارلمان شدند بر اساس قانون جدید این کشور احزاب برای راهیابی به پارلمان حداقل باید 7 درصد آراء را کسب کنند.

در روز 4 اکتبر(13 مهرماه) انتخابات آغاز شد. در این دوره سه میلیون و پانصد و بیست و سه هزار و پانصد و پنجاه و چهارشهروند این کشور شرایط حضور در انتخابات را داشتند. بعد از اعلام نتایج اولیه انتخابات میزان مشارکت مردم در حدود 56.2 درصد بود و احزاب بیریمدیک، مکنیم قرقیزستان، قرقیزستان، بوتون قرقیزستان توانستند حد نصاب 7 درصد را برای حضور در پارلمان بدست آورند. دوازده حزب دیگر که به نتایج انتخابات اعتراض داشتند تصمیم به اعتراضات خیابانی گرفتند و از هواداران خود خواستند تا در میدان آلاتو شهر بیشکک حضور یابند.
این تجمع اعتراض آمیز توسط احزاب سیاسی آتامکن ،بیربول، زامانداش و رسپوبلیکا برنامه ریزی شد. در روز 5 اکتبر(14 مهرماه) تظاهرات با هدف حمله به دفتر ریاست جمهوری آغاز شد که این اقدام منجر به درگیری پلیس با مردم گردید. در روز 6 اکتبر(15 مهرماه)بعد از این درگیری­ها و بنابر اعلام وزارت بهداشت تعداد 130 نفر از مصدومین این حادثه که شامل مردم و نیروهای پلیس بودند در بیمارستان­ها بستری شدند.
در ادامه مردم وارد برخی ساختمان­ دولتی و در نهایت وارد پارلمان شدند در این میان اخباری مبنی بر آزادی آتامبایف رئیس جمهور اسبق قرقیزستان نیز منتشر شد که توانسته بود به کمک مردم از زندان خارج شود.
در ادامه با اعلام نظر کمیسیون برگزاری انتخابات، نتیجه انتخابات پارلمانی باطل شد و بسیاری از افراد از جمله نخست وزیر، شهردار بیشکک و نمایندگان دولت در شهرهای نارین، تالاس و ایسیک کول نیز استعفا دادند. مخالفان برای هماهنگی اقدامات، شورایی را که از نمایندگان 6 حزب مخالف تشکیل شده بود،  ایجاد کردند و در روز 7 اکتبر(16 مهرماه) سادیر جباروف را به عنوان کاندیدای نخست وزیری معرفی کردند.

در این زمان سرویس مطبوعاتی رئیس جمهور بیانیه جین بیک اف را منتشر کرد که حاوی پیام وی مبنی بر عدم توسل به زور برای حل بحران بود. در 9 اکتبر(17 مهرماه) جین بیک اف وضعیت اضطراری در کشور اعلام کرد که از روز بعد اجرا می شد. روز 10 اکتبر(18 مهرماه) ترکیب جدید دولت به نخست وزیری جباراف معرفی و خبر استعفای رئیس جمهور علنی شد تا مسئولیت وی را نخست وزیر جدید جباروف انجام دهد.
جباروف اعلام کرده که در انتخابات شرکت نخواهد کرد و فقط مسئولیت دولت را در دوران گذار بر عهده دارد.
نکته اساسی در مدیریت بحران در این کشور به نقش و اراده جین بیک اف به عنوان مذاکره کننده و میانجی منافع گروه‌­های مختلف شمالی و جنوبی باز می‌­گردد. با اینکه وی از سمت خود استعفا داده ولی هنوز وزنه تعیین کننده‌­ای در مناسبات قومی و گروهی قرقیزستان است.
از سوی دیگر روابط و چانه زنی وی با سادیر جباروف که بعد از استعفای جین بیک اف مسئولیت امور را بر عهده دارد بسیار حیاتی است.
به گفته بسیاری از کارشناسان، جباروف نماینده برخی گروه­‌های داخلی و قدرت­های خارجی بوده که نقش مهمی را در هدایت این چالش ایفا کرده است. انتقال قدرت در کشور قرقیزستان تابع متغیرهای زیاد داخلی و بین المللی است اما آنچه برآیند این عوامل را مشخص می کند منافع قبایل و گروه­های شمالی و جنوبی فعال در سپهر سیاسی این کشور است.  
 
کد مطلب: 162401
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

چند رسانه ای