دوشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۵۸
یکی از سنگین‌ترین و سخت‌ترین حملات در سوریه

جنگ داخلی سوریه چگونه از درعا شروع شد؟

درعا که تروریست‌ها آن را مهد انقلاب خود می‌دانستند تسلیم شد آن روزی که عناصر اطلاعاتی اردن با عبور مخفیانه از مرز، نخستین کشتار خونین را در درعا رقم زدند، می‌شد سایه جنگ خونین هفت ساله را دید
۰
جنگ داخلی سوریه چگونه از درعا شروع شد؟
مردم‌نيوز: در روزی که افراد مسلحی که سابقه حضور در عراق را داشتند در قالب تظاهرات مسالمت‌آمیز!! در لباس اهالی درعا، دستکم ۳۵ نفر از نیروهای امنیتی را قتل‌عام کرده و جنازه‌های آنها را کوچه‌ها گردادند، نبردها در درعا شروع شد.
در آن روز، تروریست‌ها با جلو انداختن کودکان و ارسال زنده فیلم به شبکه الجزیره، آمده بودند تا انتقام امیرنشین قطر را از دست رد بشار اسد بر سینه آنها، با ویران کردن این کشور بگیرند. داستانی که از درعا شروع شد، هر چند با درعا تمام نمیشود

 سال ۲۰۰۶، امیر سابق قطر به دمشق و از اسد خواست تا اجازه دهد خط لوله گاز قطر که از عربستان و اردن عبور می‌کند، وارد سوریه شده و به سمت ترکیه و از آنجا به اروپا برود.
هدف،بی نیاز شدن ترکیه و اروپا از گاز ایران و روسیه بود تا ابزارهای اقتصادی این دو کشور از آنها گرفته شود

اسد صریحا پاسخ داد ما از پول بدمان نمی‌آید،اما مصالح دوستان ما در خطر می‌افتد.همزمان ایران در حال طراحی عبور دادن خط لوله گاز خود از عراق و سوریه به جنوب اروپا بود،روسها هم خط لوله جدیدی را به سمت اروپای شرقی برای تغذیه اروپا می‌کشیدند،اما اسد آینده اقتصادی متحدانش را نفروخت

 پاسخ امیر قطر به بشار اسد شنیدنی بود:
بالاخره خط لوله گاز ما از اینجا عبور خواهد کرد، با شما یا بدون شما!
از فردای آن روز بود که قطر و ترکیه در همکاری نزدیک با رژیم صهیونیستی که شکست سخت و تلخی را از مقاومت اسلامی در جنگ 33 روزه خورده بود، دست به کار شدند
رفت و آمدها شروع شد و قطری‌ها برای جذب سوری‌ها سرمایه‌گذاری‌های عجیبی در سوریه کردند. همزمان ترک‌ها نیز وارد گود شدند و سرمایه‌گذاری عجیب و غریبی را در استان حلب و ادلب شروع کردند، هدف مشخص بود، ورود به بطن جامعه سوریه و جذب بیش از پیش عناصر وفادار
رفت و آمدها شروع شد و قطری‌ها برای جذب سوری‌ها سرمایه‌گذاری‌های عجیبی در سوریه کردند. همزمان ترک‌ها نیز وارد گود شدند و سرمایه‌گذاری عجیب و غریبی را در استان حلب و ادلب شروع کردند، هدف مشخص بود، ورود به بطن جامعه سوریه و جذب بیش از پیش عناصر وفادار!

جریان مطرود و منحوس اخوان المسلمین سوریه که سران آن از کشور فرار کرده بودند،در شمال حلب تحت حمایت ترکیه وارد پروژه‌های مختلف شده،به‌عنوان مجری طرح‌های کوچک و متوسط افراد زیادی را پیرامون خود جمع کردند.بر اساس برنامه‌ریزها، قرار بود که در سال۲۰۱۸ سرمایه‌گذاری‌ها نتیجه دهد
 اما سبزی‌فروش تونسی شرایط را خیلی زود تغییر داد، او کاری کرد که عاملان پشت پرده، زودتر دست به کار شوند.
در حالی که در ترکیه و اردن مراکز مختلف آموزشی از سال‌ ۲۰۰۸ تا زمان شروع جنگ در سوریه صدها عنصر را آموزش نظامی داده بودند، از طرف دولت امریکا قطر مسوول پرونده شد
دو اتاق عملیات یکی در اردن و دیگری در ترکیه تشکیل شد. ترکیب دو اتاق متفاوت بود. در طول دوران جنگ‌های جهادی از افغانستان، چچن، بوسنی، سومالی و عراق هزاران نفر از شهروندان سوری در گروه‌های مختلف حضور داشتند که حاصل مدارس دینی‌‌ سعودی‌ها در مناطق مختلف سوریه بودند

 مدارس دینی به‌ویژه در محلات پیرامونی دمشق مانند حرستا، البرزه، القابون، دوما و ... عامل مهمی شدند تا جیش الاسلام از درون آن شکل بگیرد که بعدها به مهمترین بازوی نظامی سعودی‌ها در سوریه تبدیل شد.هزاران طلبه از ده‌ها کشور جهان در مدارس دینی سوریه درس می‌خواندند، برخی از آنها در سوریه ماندگار شده بودند و با خانواده‌های دینی سوری وصلت کرده بودند، آنها نیز با شروع بحران خیلی زود جذب گروه‌های تروریستی شدند و خود عامل مهمی در جذب سایر جوانان هم‌وطن خود شدند.


به ناگهان سوریه با حجم عجیب و غریبی از نیروی انسانی مواجه شد که حتی عاملان پشت پرده هم فکرش را نمی‌کردند.
طراحان اصلی، چند نقطه مهم را مدنظر داشتند،اما درعا خیلی الکی شلوغ شد، چرا که اصولا برنامه خاصی روی آن نبود، اما اتاق اردنی‌ها فکر دیگری داشتند
 اردنی‌ها با گسیل جهادی‌های در زندان خود به داخل سوریه، برای آینده سرمایه‌گذاری عجیبی کردند، تا جایی که عملا فرماندهان جبهه النصره در درعا، همه اردنی بودند.
البته درعا برای اسراییل بسیار مهم بود ولی عمده تمرکز ترکیه، قطر و امریکا سقوط دمشق بود
رابرت فورد، سفیر وقت امریکا در سوریه ماموریت بسیار مهمی داشت، او در برابر چشم مقامات امنیتی سوری دیدارهای بسیاری با افراد مخالف نظام داشت و از آنها می‌خواست تا مخالفت خود را علنی کنند، به قول خودش، آمده بود تا جریان‌های مخالف را نظم دهد!
 تمرکز قطر و ترکیه بر شهرهای حماه و حمص قرار گرفت. صدها تن از شورشیان لیبی‌تبار که در ترکیه حضور یافته بودند، با استفاده از پیمان مرزی اضنه میان آنکارا و دمشق به سرعت راهی منطقه باباعمرو حمص شدند....


در همان روزهای شروع بحران و درست در فروردین ماه سال۱۳۹۰و با دستگیری چند رابط خارجی در سوریه و کارهای اطلاعاتی دقیقی که صورت گرفت، عمق ماجرا برای تهران و دمشق روشن شد.روسها هم در جریان قرار گرفتند و اسد خود را آماده روزهای سخت‌ کرد، دوره‌ای که بدون شک درس‌های بی‌شماری دارد
در درعا،اسراییل که همواره ارتش سوریه را رصد می‌کرد، اطلاعات بسیار خوبی در مورد افسران آن داشت و شروع به ارتباط گرفتن با آنها کرد.طرح‌های اجرا شده در درعا و القنیطره،محصول اتاق فکری بود که در جولان اشغالی افسران صهیونیستی تهیه کرده و برای اجرا به اتاق موک در اردن می‌فرستادند

تظاهرات در درعا به ویژه شهرک صنمین به‌ شدت خونین شد و ۳۵ پلیس و نیروی دولتی در برابر ۲۵ تن از افرادی ظاهرا محلی بودند و به مقر پلیس در شهر درعا حمله کرده بودند، کشته شدند، اما خود درعا خیلی دیرتر از دیگر مناطق دارای تشکیلات نظامی تحت عنوان ارتش آزاد شد.

ارتش آزاد سوریه،به تقلید از لیبی در سوریه تشکیل شد، چرا که در لیبی تحرکات مسلحانه همزمان با اعتراضات مسالمت‌آمیز شروع شده بود، اما در سوریه شبکه‌های خبری الجزیره و العربیه تلاش کردند تا همه چیز را مسالمت‌آمیز نشان دهند تا مردم سوریه احساس خطر وقوع جنگ داخلی نکنند

این عادی سازی در حالی بود که در بهار و تابستان سال ۲۰۱۱تصاویر بسیاری از تیراندازی با سلاح‌های انفرادی در خلال اعتراضات در فجازی منتشر می‌شد، اما مشکل اصلی سوریه این بود که چیزی به اسم نیروی ضدشورش نداشت و در برابر سیل هجمه‌های رسانه‌ای خیلی‌ها می‌گفتند دولت کم خواهد آورد


هنگامی که عبدالرزاق طلاس در ۷ژوئن سال ۲۰۱۱ جدایی خود از ارتش سوریه را به همراه چند نفر دیگر در شهر حمص اعلام کرد، چند روز بعد نوبت به حسین هرموش، که در شهر جسرالشغور مامور بود، رسید تا با فرار و انتشار یک ویدئو از تشکیل « حركة لواء الضباط الأحرار» خبر دهد


هرموش کمی بعد به ترکیه فرار کرد تا تحت اشراف افسران امنیتی ترک، گروه خود را مدیریت کند، ولی در ۳۰آگوست۲۰۱۱ ناگهان ناپدید شد تا اینکه مشخص شد به همراه ۱۳ نفر از افسران جداشده دیگر ارتش، توسط سازمان‌های امنیتی سوریه در ترکیه گرفتار و به داخل سوریه منتقل شده است.

هرموش پس از حضور در سوریه اعترافات مهمی کرد، کمی بعد به جرم خیانت اعدام شد. با این حال، حرکت حسین هرموش، توسط سازمان اطلاعات ترکیه و با دلارهای قطری خیلی زود مدیریت شد تا در ۲۹ ژوئیه۲۰۱۱ ریاض الاسعد رسما تشکیل ارتش آزاد را با هدف سرنگونی نظام سوریه اعلام کند.
ریاض الاسعد از منطقه تکفیری‌نشین جبل‌الزاویه در ادلب بود، منطقه‌ای که سال‌های طولانی در آن ترکیه سرمایه‌گذاری کرد تا بتواند میوه‌ای نامشروع را بچیند. اردوغان که از دسترسی ایران به مدیترانه به شدت واهمه داشت


اردوغان این باور بود که اگر ایران از طریق عراق و سوریه به مدیترانه برسد دیگر نمی‌تواند ایرانی‌ها بدوشد و کاسبی‌های مخصوصش را داشته باشد،حتی به تشکیل ارتش آزاد هم راضی نشد،چرا که به باور سازمان امنیت ترکیه،اعضای ارتش آزاد عرضه جنگیدن را نداشتند و باید تدبیری دیگر در نظر گرفت

بیشتر فرار از ارتش از درعا بود، ارتش در شمال سوریه خطری جدی احساس نمی‌کرد که بخواهد در آن دست به گسترش بزند و بیشتر گسترش در جنوب و پیرامون پایتخت بود. خط مهم دفاعی در جنوب و دفاع از دمشق را در برابر هر تهاجم احتمالی اسراییل، باعث شکل‌گیری‌ ده‌ها مرکز نظامی در جنوب دمشق شد


در میان این مراکز نظامی، آنچه بیش از همه اهمیت داشت، مراکز راداری و شنود الکترونیک بودند که در برخی از آنها مانند تل الحاره بسیار مهم و راهبردی بودند، بلندی‌ای که پیشرفته‌ترین و مهمترین تجهیزات راداری محور مقاومت برای رصد نیروی هوایی رژیم صهیونیتسی در آن مستقر بود.


شهرک‌های جدیدی که در جنوب دمشق ساخته شد که دربرگیرنده منازل سازمانی ارتش بود که در این منطقه خدمت می‌کردند. خیلی ساده بود که ارتش آزادی که در ترکیه تشکیل شده بود، در درعا بتواند هزاران نفر نیرو برای خود جذب کند.

به این ترتیب اسراییل برای کور کردن اشراف ایران و سوریه بر فلسطین، اشغال، انهدام و آسیب‌زدن به زیر ساخت‌های نظامی سوری‌ها در جنوب را در دستور کار قرار داد.
درست یک ماه پس از اعلام ریاض الاسعد، در سپتامبر ۲۰۱۱ نخستین گروه وابسته به ارتش آزاد در جنوب سوریه اعلام موجودیت کرد


«گردان الشهداء العمري» در جنوب به سرکردگی قیس قطائنه تشکیل شد، چندی بعد ابراهيم المسالمة که بعدها در دسامبر سال ۲۰۱۵ به همراه چند تن از سرکرده‌های گروهک‌های تروریستی هدف قرار گرفت و کشته شد، بعد از قیس فرماندهی این گروهک را بر عهده گرفت.


گردان أحمد خلف دومین گروه رسمی بود که در دستامبر سال ۲۰۱۱ در درعا شکل گرفت،این دو گروه در ابتدای تشکیل، عنصر نظامی چندانی نداشتند.بعداگروه‌های جدیدی تحت عنوان ارتش آزاد در درعا پیدا شدند که از این نامها برای دریافت کمک‌های مالی و تسلیحاتی کشورهای عربی و غربی استفاده کردند



در حالی که از نیمه سال ۲۰۱۱ گروه‌های مسلح یکی پس از دیگری با دلارهای سعودی و قطری و هدایت اردن و رژیم صهیونیستی با فرماندهی افسران امریکایی در جنوب سوریه در حال شکل گیری بودند، جریان تکفیری با عاملیت اردن و گسیل کردن جهادی‌های مزاحم وارد عمل شد

سال ۲۰۱۲ تقریبا سال آموزش، تجهیز و سازماندهی گروه‌های مختلف در جنوب سوریه بود.

در طرف دیگر هزاران سرباز و افسر سوری که به اردن رفته بودند تا در جنگ علیه سوریه مشارکت نکنند، حاضر به عضویت در ارتش آزاد نبودند، از طرف اردن تحت فشار قرار گرفتند

دسامبر سال ۲۰۱۱ تا مارس سال ۲۰۱۳ به مدت ۱۵ماه تمام اردنی‌ها تلاش کردند تا سه هزار نظامی فراری سوری به داخل اردن را تحت یک فرماندهی مشترک سازماندهی کنند، اما درصد بسیار اندکی از آنها به چنین اقدامی راضی شدند

در طول ماه‌های بعد، با روشن شدن ماموریت هر یک از گروهک‌ها، برنامه عملیاتی برای درگیر کردن همزمان ارتش در چند جبهه شروع شد.
در سوم ماه مارس سال ۲۰۱۳، نخستین موج حملات با حمله به گردان توپخانه در نزدیکی روستای «جمله» در خط مرزی آتش‌بس با رژیم صهیونیستی شروع شد.


هدف این حمله، به دست آوردن موجودی مرکز توپخانه بود.مدافعان شکست خوردن و فرمانده آن نیز توسط تروریست‌ها به صورت میدانی اعدام شد.
چند وقت بعد، چندین گروه تروریستی به پایگاه دفاع هوایی ۳۳ ارتش به صورت همزمان حمله کردند و با اشغال آن، تیمسار محمد درویش فرمانده آن را اعدام کردند


روز بعد، گروهک‌های تروریستی با کمک ارتش و سازمان اطلاعات اردن حدود ۲۵ کیلومتر از مرز مشترک را به همراه شهرهای مزيريب، عابدين، و بازرسی ارتش را به اشغال خود درآورند تا به این ترتیب ارتباط بسیار نزدیک‌تری با اردن داشته باشند.

در روز ۲۹ مارس، علی‌رغم مخالفت بسیاری از اهالی، گروه‌های مسلح به شهر داعل حمله کردند و با اشغال این شهر، عملا نخستین پایگاه مرکزی خود را در اطراف این شهر بر پا کردند.
جنگ برای اشغال داعل چند روز به درازا کشید و دلیل آن نیز مخالفت مردم با حضور گروه‌های مسلح بود.


۴روز بعد در در تاریخ ۳ آوریل، پایگاه دفاع هوایی وابسته به ۴۹ ارتش در نزدیکی شهرک علما اشغال شد. در ۵ آوریل یکی از خونین‌ترین روزهای جنوب رقم خورد. تروریست‌ها با کمک اردنی‌ها به مدت یک هفته یگان حفاظت از مرز را به شکل بسیار فجیعی قتل عام کردند و آن را به اشغال خود درآوردند


پس از این حمله بود که ارتش سوریه وارد عمل شد، در دهم آوریل، ارتش عملیات گسترده‌ای را تدارک دید و مناطق گسترده‌ای مانند شهرهای غباغب و صنمین را دوباره به کنترل درآورد. با این حمله، عملا مرحله اول عملیات تروریست‌ها به پایان رسید.


در ماه اکتبر سال ۲۰۱۴ تروریست‌ها که حالا انسجام بسیار بیشتری یافته بودند، کمک‌های نظامی، آموزشی و لجستیک بیشتری دریافت و موفق به ایجاد یک اتاق عملیات در داخل خاک سوریه شده بودند، عملیات جدیدی را در درعا رقم زدند.


نام این عملیات «والفجر وليال عشر» بود و هدف اصلی از این عملیات، اشغال شهرهای صنمین و الحاره، به‌ویژه تل الحاره بود که اهمیت بسیار زیادی داشت.این عملیات پس از ناکامی ارتش در پاکسازی دیرالعدس و با حمایت کامل اسراییل کلید خورد که حتی به اشغال مناطقی از مرزهای جولان شد


این نبرد، یکی از سنگین‌ترین و سخت‌ترین حملات تا آن روز بود که به شدت برنامه‌ریزی شده و اسراییل اخلال گسترده‌ای را بر سامانه‌های ارتباطی ارتش سوریه ایجاد کرد
مهمترین هدف این حمله، اشغال الحاره و بلندی راهبردی آن بود که مهمترین مرکز رادار ارتش سوریه در همه کشور به‌شمار می‌رفت


این بلندی به ارتفاع۱۰۷۵متر در صورت اشغال علاوه بر از بین رفتن اشراف ارتش بر پایگاه‌های هوایی اسراییل، باعث می‌شد تا تروریست‌ها راحت در بخش غربی درعا رفت و آمدکنند،چرا که این بلندی اشراف تیر و دید بسیار خوبی برمنطقه گسترده‌ای از جنوب سوریه تا داخل اردن و حتی بلندی جولان داشت


با این حال، تروریست‌ها باوجود تلفات بالا که عددی بالغ بر ۷۵ نفر را در یک روز برایشان رقم زد، با خیانت یکی از افسران سوری که در قبال دریافت چندصد هزار دلار به اردن فرار کرد، به اشغال تروریست‌ها در آمد.
کد مطلب: 76699
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

چند رسانه ای